تبليغاتX
عاشقانه
عشقولانه


 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:58  توسط مهدی جوادی | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:45  توسط مهدی جوادی | 

 

 

 

 

دلم گرفت ای هم نفس٫پرم شکست تو این قفس

٫تو این غبار ٫تواین سکوت ٫چه  بی صدا ٫نفس نفس

از این نامهربونی ها دارم از غصه می میرم٫

رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو می گیرم

٫تو این شب٫گریه می تونی پناه هق هقم باشی

٫تو ای همزاد هم خونه چی می شه

عاشقم باشی

تو ای پایان تنهایی پناه آخر من باش ٫تو این شب مرگی

پاییز بهار باور من باش ٫بزار با مشرق چشمات

شبم روشن ترین باشه ٫می خوام آئینه ی خونه با چشمات هم

نشین باشه.

 

 

 

 

 

گفتم تو شیرین منی....         گفتی تو فرهادی مگر؟.... 

گفتم  خرابت میشوم....         گفتی تو  آ با دی مگر؟....

گفتم ندادی دل به من...         گفتی تو جان دادی مگر؟.. 

گفتم ز کویت می روم..         گفتی تو  آ زادی  مگر ؟..

گفتم فراموشم مکن.....         گفتی تو در یادی  مگر ؟..

گفتم خاموشم سالها.....         گفتی تو  فریادی  مگر ؟..

گفتم که بر بادم مده....          گفتی تو نبر بادی مگر ؟..

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:38  توسط مهدی جوادی | 
لم راشکستند

 

                                  « چشم من »

                چــشـم مـن  بـیـا مـنـو  یـاری بـکـن         گونه هام خشکیده شد کاری بکن

               غیره گریه مگه کاری می شـه کـرد          کـاری از مـا نمی یاد زاری بـکن

               اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد          تـا قـیـامت دل مـن گریه می خواد

               هـر چـی دریـا  رو زمـیـن  داره خدا          بـا   تــمــوم   ابــرای   آســمـونـا

               کاشکی می داد همه رو به چشم من         تـا چـشام بـه حـال من گـریه کـنن

              اونکه رفـتـه دیگه هیچ وقت نمی یاد         تـا قـیـامت دل من گـریه می خواد

               قـصـه ی  گـذشـتـه هـای  خـوب مـن         خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

               حـالا  بـایـد ســر رو زانــوم  بــزارم         تـا قـیـامت اشـک حـسـرت بــبـارم

               دل هـیـچـکی  مـث مـن  غـم  نــداره         مـث  مـن غــربـت  مـاتــم  نــداره

               حـالا  کـه   گــریـه   دوای   دردمـه          چـرا چـشـمم اشکشو کم می یاره

               خـورشـیـد  روشـن مـا  رو دزدیـدن          زیـر اون ابـرای سـنگـین کـشیدن

               هــمـه  جـا  رنـگ  سـیـاه  مـاتـمـه           فـرصـت مـونـدنـمـون خـیلی کـمه

              اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد          تـا قـیامـت دل مـن گـریه می خواد

               سـرنوشـت چـشاش کوره نمی بینه           زخـم خنجرش می مونه تو سینه

               لـب بـسـته سـینه ی غـرق به خون          قـصـه ی  مـونــدن  آدم  هـمـیـنـه

             اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمی یاد           تـا قـیـامت دل مـن گریه می خواد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:38  توسط مهدی جوادی | 

کاش

کاش قلبم در تنهایی نداشت

چهره ام هرگز پریشانی نداشت

برگهای اخر تقویم عشق

حرف از یک روز بارانی نداشت

 

 

 

بارون

 

بارون که میباره

تورو یاد من میاره

جای تو همیشه تو قلبم

سبز سبز سبز

اگه باز بارون بباره

رو کویر خشک تشنم

من بازم از تو میخونم

که تویی بارون عشقم

اگه بارونی نباره

من میبارم من میبارم

بارون چشام می باره

تو شبای بی ستارم

یادته بهم میگفتی

اگه یه روز نباشی

از غم دوریت می میرم

یادته بهم می گفتی

که باهام بمون همیشه

بذر عشق توی سینه ام

باز دوباره کرده ریشه

 

اگه باز بارون بباره

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:37  توسط مهدی جوادی | 
در پس این چهره

                      فریادی است

از جنس زمان

                    که پیر می شود

با نا گفته های عشق

                    گاهی می میرد در سکوت

و معنا می شود در

                   نگاه

 

قصه فرهاد شیرین قدیم

                                      قصه پر غصه این صحنه است

حال دیگر نغمه این عشقباز

                                    ارزوی مرگ در این لحظه است 

 

 

اینم تقدیم به همه ی دوستای گلم

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:35  توسط مهدی جوادی | 

کوچه ي عشق


بگو صدايم ميکني

صدايم کن که صدايت برايم لالايي شبهاست...

بگو ميشنوي

صدايم کن     صدايم کن     صدايم کن

آخر ستاره ي شبهاي من در پشت ابر هاي غم پنهان شده است

در اين شبهاي بي ستاره تو برايم بمان

بدان اي خوب من...بدان بزرگترين عشقم

بدان تنها تو در تنهايي شبهاي ابري بي ستاره ام مي درخشي

عشق من...در اين شبها يادم کن

بدان بدون عشقت مي ميرم...

بيا ، يادم کن ، بخوان مرا

صدايم کن که در کوچه ي عاشقي به بن بست عشقت رسيده ام

پس بگو اي زيباي من بگو برايم مي ماني که تو فرشته ي نجات مني...!

بدان باران عشقت کوير دل مرا به دشت سرسبز تبديل ميکند...

عشقم ببار...ببار بر اين کوير...ببار و کوير دلم را آباد کن...

عشق من يادم کن گاهي.......که به دل دارم آهي......تو که از دردم آگاهي

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:33  توسط مهدی جوادی | 

هرگزتو را فراموش نخواهم كرد

حتي اگر مرا از ياد ببري

وهرگز از تو رنجور نخواهم شد

 چرا كه تو را دوست دارم

ديوانه وار عاشقت شدم

چرا كه مهرباني را در وجودت ديدم

با چشمانت وجودم را دگرگون ساختي

 

ღ♥ღ دوست دارم ღ♥ღღ♥ღ دوست دارم ღ♥ღღ♥ღ دوست دارم ღ♥ღ

 

برايت چه بنويسم از مهري که در رودخانه قلبم جاريست يا از طوفان سهمگيني که در دلم غوغايي به پا کرده و از اوراقي که سطر به سطر نام تو و عشق تو را درخود جاي داده "اي مهربانترين" دفترم صد برگ دارد و من هر صفحه را با نام توو ياد تو پر کرده ام و سر انجام به

زيباترين نکته هستي رسيده ام
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:33  توسط مهدی جوادی | 
نجره اتاقم...:::::موضوع|| ||  
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:32  توسط مهدی جوادی | 

هر وقت خواستي بدوني:

 
 

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشاش نگاه کن تا عشقو تو چشاش ببيني اگه نگات کرد عاشقه، اگه خجالت کشيد برات ميميره اگه سرشو انداخت پايين ويه لحظه رفت توي فکر بدون که بدون تو ميميره اگه سرشو انداخت و خنديد و حرفو عوض کرد بدون که دوستت نداره

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:30  توسط مهدی جوادی | 

ناله های عاشقانه اش را...بشنو

امروز برای تو میخواند

به حسرت فرداهایی که می پنداشت

با تو روشن است

و تو...چگونه بی چراغ می پسندی عاشق را

در این راه ناهموار

که هموارها همه بیراهند

پرده از آیینه ی قلبت بگیر

آنگونه که همچو نامت پاک پاک شود

چه می بینی؟؟؟

تصویر درهم شکسته ی فردایی که نیامد

نیامد و نفسها برد

نیامد و قلبها فشرد

نیامد و بغضها شکست

پس به حرمت درد

بازگرد...

بازگرد...گر عهد عاشقانه ای بود

گر عشق جاودانه ای هس
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:29  توسط مهدی جوادی | 

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:27  توسط مهدی جوادی | 

Image and video hosting by TinyPic

 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:26  توسط مهدی جوادی | 

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:26  توسط مهدی جوادی | 
اینم چندتا عکس خوشکل

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:26  توسط مهدی جوادی | 

خدایا!

به من کمک کن،

به من کمک کن تا عشق او را برای همیشه حفظ کنم،

خدایا!

به من کمک کن تا عاشقانه ترین نگاه ها را در چشمانش

بریزم لطیف ترین کلمات را نثار قلب جوانش کنم.

خدایا به من کمک کن تا در معبد عشق او بهترین و

شیرین ترین دعاگر باشم.

خدایا به من کمک کن تا سرود عشق را به هنگام طلوع

 آفتاب هر بامداد بر لبانش جاری سازم ،آواز عشق را در

گوشش سر دهم ،

خدایا ! بگذار او نیز مرا همچون بتی در معبد عشق

بگذارد و پذیرا شود

 

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:25  توسط مهدی جوادی | 
تحمل کردن میتواند زیبا باشد

تحمل کردن زیباست

اگر قرار باشد روزی به تو برسم

  انتظار اسان است  

 اگر قرار باشد دوباره تو را ببینم

زندگی شیرین است

اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم 

     مشکلات حل می شود  

اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم

لطفا فوتم نکن؛می خواهم در سینه ی تو تمام شوم 

اشک ها همه به لبخند تبدیل می شود

اگر قرار باشد تو را یک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک

فقط اگر ببینم خیال رفتن داری

زنگیم می سوزد اگر بفهمم روزی از من دل گیر شده ای 

* دوستت دارم*

 

Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:24  توسط مهدی جوادی | 

دوستت دارم

واسه تو می خونم ... با تو حرف می زنم ... از نگاه تو می بینم ... با دستهای تو حس می کنم ...

اگه نباشی نه می تونم بخونم ... نه می تونم حرف بزنم ... نه می تونم ببینم ...

 نه می تونم حس کنم ...

وقتی از تو میگم ... وقتی با تو حرف می زنم تازه می فهمم که چقدر دنیا قشنگه !

میدونی امروز می خوام چی بهت بگم ؟ می خوام بگهم :

شب پر از ترانه میشه با تو          قصه عاشقانه میشه با تو

باغ پاییزیه تنهاییه من باغ پر جوانه میشه با تو    

با تو از خاطره ها سرشارم          با تو تا آخر شب بیدارم

عشق من ! دست تو یعنی نور خورشید       گرمیه دست تو رو کم دارم

           با تو بودن ٬ با تو موندن ٬ با تو رفتن آرزومه

                     با من بمون ای همسفر

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:21  توسط مهدی جوادی | 

به ایستگاه
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:19  توسط مهدی جوادی | 

 

خواستم فراموشت کنم 

 

اما باز هم هوا بارانیست 

 

شیشه ها باز هم میگریند 

 

وبه یاد شب بارانی ما 

 

اشکهای حسرت دوری تو میریزند .

 

ولی اینبار 

روی شیشه 

جای انگشت تو هم خالی است ....

 

باز هم هوا بارانی هست

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:18  توسط مهدی جوادی | 

 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:5  توسط مهدی جوادی | 

foto

 

كنار هر قطره ي اشكم هزار خاطره دفن

اينقدر خاطره داري كه گويي قدر يك قرن

 

گلو مي سوزه از عشقت ,عشقي كه مثل زهره

ولي بي عشق تو هر دم خنده با لبهاي من قهره

 

درست با مني اما به اين بودن نيازارم

تو كه حتي با چشماتم نميگي اه دوست دارم

 

اگه گفتي دوست دارم فقط بازي لبهات بود

مگر نه رنگ خود خواهي نشست توي چشمات بود

 

هر چي عشق توي دنيا من مي خواستم مال ماشه

اما تو هيچ وقت نذاشتي بين مون غصه نباشه

 

فكر مي كردم با يك بوسه با تو هم خونه مي مونم

نمي دونستم نميشه آخه بي تو نمي تونم

 

گله ميكنم من ازتو ,ازتو كه اين همه بي رحمي

هزار بار مردم از عشقت تو كه هيچ وقت نمي فهمي

گله ميكنم من ازتو ,ازتو كه اين همه بي رحمي

هزار بار مردم از عشقت تو كه هيچ وقت نمي فهمي

 

چشام هم زاده اشك و خون دلم همسايه ي آه

زمونه گرگ و عشق تو شبيه مكر روباه

 

شدم چوپانه ساده لوح كناره گله ي احساس

چه رسمي داره اين گله سر چنگال گرگ دواس

 

تو اينقدر خواستني هستي كه اين گله نمي فهمه

اگر لبخند به لب داري دلت از سنگ و بي رحمه

 

ببخش خوبم اگه اين عشق حيله ي تو رو روكرد

نفرين به دل ساده كه به چنگال تو خون كرد

**********

هر چي عشق توي دنيا من مي خواستم مال ماشه

اما تو هيچ وقت نذاشتي بين مون غصه نباش

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:3  توسط مهدی جوادی | 

foto

من من محاله از تو سير بشم

كي مي تونه جاي تو رو تو قلب من بگير

اين و بدون طفلي دلم به عشق تو اسير

كي مي تونه جاي تو رو تو قلب من بگير

اين و بدون عاشقت و داره واست مي مير

 

تو اوج بي كسي هام دلواپسي هام

ياوري از عيد رسيد به فرياد

شكر خدا كه تو رو به من داد

تو دشت بي پناهي بي تكيه گاهي

ياوري از عيد رسيد به فرياد

شكر خدا كه تو رو به من داد

 

من من محاله از تو سير بشم

 

اشتياغ زندگاني با تو در من زنده شد

باغ ويرانه دلم از عطر گلها كنده شد

خسته از بي حاصلي عمر بودم و امدي

حاصل بي ارزش من لايق و ارزنده شد

 

من من محاله از تو سير بشم

 

كي مي تونه جاي تو رو تو قلب من بگير

اين و بدون طفلي دلم به عشق تو اسير

كي مي تونه جاي تو رو تو قلب من بگير

اين و بدون عاشقت و داره واست مي مير

من

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 17:2  توسط مهدی جوادی | 
شكستي

اهاي تو كه دل منو سوزوندي

غصه و غم رو تو چشام اوردي

اهاي تو كه دل منو شكستي

جلو قريبه منو رسوا كردي

برو ديگه دوست ندارم تو رو

ديگه نمي خوام ببينمت برو

**

ديگه دلم تو رو دوست نداره برو

رفتي

رفتي گفتي خاطراتت جاي من واسط مي مونه

كاشكي مي موندي و ميديدي دلم از دوريت مي خونه

كاش انقد دوست نداشتم كه بگم بي تو نميشه

كاش دلت سنگي نبود و دل من مثل يه شيشه

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 16:58  توسط مهدی جوادی | 
تو نباشي

توي روزگاري كه دل واسه ي شكستنه

قيمت طلاي دل قد سنگ و آهنه

بين اين همه قريبه يه نفر مثل تو ميشه

آشنايي كه تو قلبم مي مونه واسه هميشه

تو نباشي چه كسي من و نوازش ميكنه

با صبوري با من دل خسته سازش ميكنه

 

تو نباشي چه كسي من و نوازش ميكنه

با صبوري با من دل خسته سازش ميكنه

تو نباشي نمي خوام لحظه اي رو سر بكنم

نمي دونم بعد تو من چي رو باور بكنم

نمي تونم نمي تونم كه تو رو رها كنم

بعد تو من چه كسي رو عشق من صدا كنم

**

تو نباشي چه كسي من و نوازش ميكنه

با صبوري با من دل خسته سازش ميكن

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 16:56  توسط مهدی جوادی |